تبليغاتX
اتحاد ملي انسجام اسلامي
اتحاد ملي انسجام اسلامي صفحه نخست ایمیل مدیر
اتحاد ملي انسجام اسلامي

با عر ض سلام

من عضو كوچكي از مراكز سمپاد اين وبلاگ را در مورد اصول وفوايد نام گذاري سالي كه روز هاي اخر خود را سپري مي كندوبه نام (اتحاد ملي انسجام اسلامي)ناميد شده است. تنظيم كرده ام و اميدوارم سالي خوب براي تمام ايرانيان سپري شده  باشد . به نظر شما سال جديد چه ناميده مشود؟؟

نوشته شده توسط شهرياري در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386

 

بسمه تعالي

 

سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی

 

 

 

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

يا مقلّب القلوب و الأبصار، يا مدبّر الليل و النّهار، يا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الى احسن الحال.

اللّهم صلّ على على‏بن‏موسى‏الرّضا المرتضى الامام التّقى النّقى.

 

عيد نوروز و فرا رسيدن سال نوِ شمسى را به همه‏ى هم‏ميهنان عزيزمان تبريك عرض مى‏كنم؛ همچنين به همه‏ى ايرانيان در سراسر عالم و در هر جاى دنيا كه زندگى مى‏كنند؛ و نيز به همه‏ى ملتهايى كه نوروز را گرامى مى‏دارند. به طور خاص تبريك عرض مى‏كنم به خانواده‏هاى معظم شهيدان عزيزمان و به جانبازان و خانواده‏هاشان و به همه‏ى ايثارگران و فعالان عرصه‏ى حيات ملت ايران.

 

عيد نوروز، سرآغاز طراوت طبيعت و جوان شدن جهان و تازه شدن فضاى زندگى طبيعى انسان است. و چه نيكوست كه همراه با طراوت جهان، جان و دل انسان هم طراوت پيدا كند؛ طراوت جان و دل با ذكر خدا، با درخواست كمك از پروردگار، با روياندن نهال خيرخواهى و نيك‏خواهى براى همه‏ى برادران و خواهران و براى همه‏ى بشريت.

 

رسم نوروز در درون خود زيبايى‏هاى زيادى را دارد؛ علاوه بر اينكه در هر نقطه، ايرانيان اين لحظه‏ى تحويل را با نام خدا و با درخواست تحول اساسى در زندگى‏شان آغاز مى‏كنند. يكى از زيباترين رسمهاى موجود در عيد نوروز، رسم ديد و بازديد و صله‏ى ارحام و مستحكم كردن روابط و پيوندهاى عاطفى ميان افراد جامعه است. اين را اگر با بعضى از جشنهاى ملىِ ملتهاى ديگر - كه همراه با كارهاى غير اخلاقى و به دور از اين ارتباطات عاطفى است - مقايسه كنيم، آن وقت درمى‏يابيم كه جشن ملى و آغاز سال نوِ ما ايرانيان علاوه بر تقارن با بهار طبيعت كه يك امتيازى است، چه خصوصيات نجيبانه و مهربانانه‏اى در خود دارد. شادى دلها، لبخند و تبريك و خوش‏آمدگويى به يكديگر و پى گرفتن روابط انسانى و نو كردن محيط زندگى از رسوم بسيار خوب و مطلوبى است كه ايرانيان از گذشته تا امروز به آن پايبند بوده‏اند و اينها همه مورد تأييد آئين مقدس اسلام و شرع اسلامى است.

 

نگاهى به سال 85 داريم كه منقضى مى‏شود و نگاهى به سال 86، كه از اين لحظات آغاز مى‏شود: سال 85 متبرك بود به نام مبارك پيامبر اعظم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) و از آغاز تا انجام آن، مشحون از ذكر آن بزرگوار و تلاش براى معرفت بيشتر نسبت به پيامبر گرامى و خصوصيات زندگى آن بزرگوار و حالات و درسها و آموزه‏هاى آن پيامبر عظيم‏الشأن بود. البته جا براى معرفت پيامبر باز هم بسيار گسترده است و همه‏ى سالهاى ما در واقع سال پيامبر اعظم است. سال 85 مثل همه‏ى سالهاى ديگر و مثل همه‏ى زندگى انسان از حوادث گوناگون، از تلخى‏ها و شيرينى‏ها، از شادى‏ها و غم‏ها آكنده بود. همه‏ى زندگى همين‏جور است. اما در يك نگاه جمع‏بندى شده، من مى‏توانم با اطمينان اين را به ملت عزيزمان عرض كنم كه در سال 85، موفقيتهاى ملت ايران بيش از تلخى‏ها و ناكامى‏ها بود؛ پيشرفتهاى ما بيش از توقفها و سكونهاى ما بود؛ شادى‏هاى حوادث بيش از تلخى‏ها بود. در عرصه‏ى داخلى تلاشهاى متراكم براى پيشرفت كشور، در همه جا ديده شد؛ تصميم‏هاى بجا و خوب از سوى مسئولان و تحرك عمومى در اين زمينه‏ها تحرك مطلوبى بود كه در سخنرانى(1) ان‏شاءاللَّه در اين زمينه توضيحات بيشترى را به ملت عزيزمان عرض خواهم كرد.

 

در عرصه‏ى بين‏المللى و سياسى جهانى هم پيشرفتهاى نظام جمهورى اسلامى ايران پيشرفتهاى چشمگيرى بود. ملت ما و كشور ما به بركت نظام جمهورى اسلامى در دنيا سرافراز شد؛ ابهت ملى ما و نگاه مهربانانه‏ى مردم ما نسبت به ملتهاى جهان و ملتهاى مسلمان در همه‏ى حوادث آشكار شد؛ عزم راسخ ملى ما در زمينه‏هاى علمى، در تحرك اقتصادى براى ديگران تا حدود بسيارى روشن شد. ما در مسائل داخلى و مسائل خارجى بحمداللَّه پيشرفتهاى زيادى داشتيم.

 

در سال 86 ادامه‏ى حركت ملىِ ما بايد يك ادامه‏ى متناسب با نيازهاى ملت ما باشد. اين يك حقيقتى است كه ملت ايران بر اثر تسلط قدرتهاى طاغوتى و قدرتهاى فاسد و دولتهاى وابسته يا بى‏كفايت در طول دهها سال - شايد نزديك به دويست سال - دچار عقب‏ماندگى‏هاى زيادى در عرصه‏هاى گوناگون بوده است. امروز كه ملت ايران به بركت اسلام و نظام جمهورى اسلامى به خودآگاهى و اعتماد به نفس دست يافته است، بايد ما اين فاصله‏هاى طولانى را با سرعت طى كنيم. ما فاصله‏هاى بسيار زيادى با آنچه كه شأن ايران سربلند و پُرافتخار است، داريم؛ اين فاصله‏ها جز با همت بلند، جز با اميد بى‏پايان، جز با تلاش همه‏جانبه‏ى ملى ميسر نخواهد شد.

 

ملت ما هدف روشنى دارد؛ هدف بزرگ ملى ما «استقلال ملى، عزت ملى و رفاه عمومى ملت» است. همه‏ى اينها به بركت اسلام و ايمان اسلامى تحقق‏يافتنى است. ما اين را تجربه كرديم و دريافتيم. ملت ما ظرفيت بسيار زيادى براى پيمودن راههاى دشوار به سوى آينده‏هاى محبوب و مطلوب دارد. ظرفيت ملى ما، اگر به طور كامل و همه‏جانبه مورد استفاده قرار بگيرد، بدون ترديد ملت ايران خواهد توانست به همه‏ى اميدها و آرزوهاى خود دست پيدا كند.

 

تحرك ملت ايران به بركت اسلام آغاز شد و اين بيدارى و اين اميد و اين اعتماد به نفس روزبه‏روز تا امروز بيشتر شد و ما هر سالى كه نو مى‏شود، بايد عزم خود را نو كنيم و پا را در ميدانهاى تازه‏ترى بگذاريم.

 

بديهى است كه يك ملت زنده، با چالشها مواجه است؛ چالشها، لازمه‏ى زنده بودن است. هر موجود زنده‏اى بايد هزينه‏ى زنده بودنِ خود را بپردازد تا بتواند به اهداف خود دست پيدا كند. زنده بودن همراه با چالشهاست؛ همراه با مانعهاست؛ از مانعها بايد عبور كرد. احياناً همراه با دشمنى‏هاست؛ براى دشمنى‏ها بايد تدبير و انديشه‏ى راسخ داشت. عزم قوى را بايد دستمايه‏ى اين حركت كرد. ملت ايران نيازمند اين عزم ملى است كه تا امروز هم اين عزم را نشان داده است و روزبه‏روز بايد پايه‏هاى اين عزم مستحكم‏تر بشود.

 

با نگاه به حوادث و مسائل جهانى بروشنى درمى‏يابيم كه دشمنان ملت ايران درصدد آنند كه دشمنى خود را از دو راه با ملت ايران به تحقق برسانند (آنچه كه امروز در دنيا محسوس است اين است). يكى، ايجاد تفرقه در ميان صفوف ملت؛ از بين بردن يكپارچگى ملت ايران؛ و از دست ملت ايران اين نيروى عظيم وحدت را ربودن و آنها را به اختلافات داخلى سرگرم كردن. و دومى، ايجاد مشكلات اقتصادى و تلاش براى توقف ملت ايران در زمينه‏هاى گوناگون سازندگى كشور و رفاه عمومى خود. اين دو، چيزى است كه در نقشه‏هاى كوتاه‏مدت و ميان‏مدت دشمنان ما به طور محسوس وجود دارد كه اگر خود آنها هم بر زبان نياورده بودند، قابل حدس بود؛ ولى دشمنان ما خودشان هم به هر دو نكته اعتراف كردند.

 

در سال 86 هم در زمينه‏ى تلاش اقتصادى بايد همه‏ى نيروهاى ملى، نيروهاى معتقد به آرمانهاى بلند ملت ايران، مسئولان كشور، جوانان پُرنشاط، دست به دست هم بدهند و تلاش كنند. ميدان براى تلاش اقتصادى گسترده است؛ بخصوص با ابلاغ سياستهاى اصل 44 قانون اساسى و آنچه كه به مسئولان توصيه و به آنها تأكيد شد و آنها هم عزم خودشان را نسبت به اين قضيه ابراز كردند، ميدان تلاش اقتصادى براى مردم گشوده است و راهها باز است. مسئولان بايد براى مردم تشريح كنند امكانهايى را كه در اختيار مردم وجود دارد و خودشان هم بايد تلاش كنند. كشور ما ظرفيت اقتصادى بسيار زيادى دارد و مى‏توان براى بناى يك جامعه‏ى برخوردار از رفاه، تلاش و كار كرد.

 

مسأله‏ى ديگر، مسأله‏ى اتحاد عمومى مردم است. دشمنان با تبليغات خود، با جنگ روانى خود، با تلاشهاى موذيانه‏ى گوناگون خود سعى مى‏كنند بين صفوف ملت ايران اختلاف بيندازند؛ به بهانه‏ى قوميت، به بهانه‏ى مذهب، به بهانه‏ى گرايشهاى صنفى، وحدت كلمه‏ى ملت را از بين ببرند؛ علاوه‏ى بر اين، در سطح دنياى اسلام هم يك تلاش وسيع عميقى از سوى دشمن محسوس است براى اينكه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر فاصله بيندازند؛ اختلاف مذهبى را بزرگ كنند؛ جنگ شيعه و سنى را در هر نقطه‏اى از دنيا كه ممكن باشد، به وجود بياورند و عظمت و ابهت ملت ايران را در ميان ملتهاى ديگر - كه روزبه‏روز بحمداللَّه تا امروز بيشتر شده - از بين ببرند.

 

ملت ما بايد هشيار باشد. تلاش براى سازندگى كشور و عمده‏تر و مهمتر از آن، تلاش براى اتحاد كلمه و يكپارچگى ملى و اتحاد امت اسلامى ادامه يابد. عاقلانه، هوشيارانه، خردمندانه و مدبرانه بايستى اين اتحاد را حفظ كرد و روزبه‏روز تقويت كرد. من به همين جهت به مسأله‏ى اتحاد كلمه‏ى ملتمان اهميت مى‏دهم. و به نظر من امسال، سالِ «اتحاد ملى و انسجام اسلامى» است؛ يعنى در درون ملت ما اتحاد كلمه‏ى همه‏ى آحاد ملت و قوميتهاى گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملى؛ و در سطح بين‏المللى، انسجام ميان همه‏ى مسلمانان و روابط برادرانه‏ى ميان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت كلمه‏ى آنها.

 

امروز عظمت اسلام هم وابسته به استقلال ملتها و عزم راسخ ملتهاست و ملت مسلمان ايران در اين راه تاكنون بحمداللَّه پرچمدار بوده است و پرچمدار هم خواهد بود.

 

از خداوند متعال براى روح ملكوتى امام بزرگوارمان كه اين راه را به روى ما گشود، طلب آمرزش و تعالى درجات مى‏كنيم و اميدوارم ملت ايران در اين راه موفق و مؤيد باشند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

 

نوشته شده توسط شهرياري در چهارشنبه دهم بهمن 1386

 عوامل و راهکارهای قرآنی اتحاد

 

 

ایجاد وحدت در بین مذاهب و آحاد امت اسلامی و زدودن زنگار تفرقه و جدایی و اختلاف امری قرآنی، روایی و نقلی و عقلی است. در سایه چنین تفکری است که زمینه برای شکوفایی استعدادهای عظیم فردی و گروهی در جهان اسلام آماده می شود و زیان های آشکار و نهان جنگ و درگیری های متعدد دامنگیر اجتماع مسلمانان نمی شود.
    در مقاله حاضر نویسنده کوشیده است راهکارهای قرآنی اتحاد را در سطوح مختلف مورد بررسی قرار دهد.
    با هم مطلب را از نظر می گذرانیم:

 


    سطوح و مراتب اتحاد
    1- اتحاد انسانی

    قرآن اتحاد انسانی را در سه سطح مورد بررسی و تأکید قرار می دهد. سطح نخست آن اتحاد انسانی است. در بینش و نگرش قرآن، همه انسان ها با همه اختلافات ظاهری از یک نفس واحد و یگانه ای آفریده شده اند و اختلافات ظاهری ناشی از عوامل بیرونی و در راستای اهداف خاصی بوده است. قرآن درباره گوهر واحد انسانی می فرماید: الذی خلقکم من نفس واحد؛ خداوند کسی است که شما را از یک گوهر آفرید. (سوره نساء، آیه 1) سعدی شیرازی با توجه به این آیه و برخی از روایات نبوی سروده است: بنی آدم اعضای یک پیکرند- که در آفرینش ز یک گوهرند. در گزاره شناختی دیگر به مسئله زنان و مردان توجه نمی دهد و می فرماید: انا خلقناکم من ذکر و انثی؛ ما شما را از مرد و زنی آفریدیم. (سوره حجرات، آیه 13) بر این پایه و اساس نتیجه می گیرد که همه انسان ها صرف نظر از اختلافات ظاهری، زبانی، رنگ، ملیت و دین و فرهنگ از حقوق برابر برخوردارند و هیچ گونه تمایز و امتیازی میان مردمان جز به تقوا نیست: ان اکرمکم عندالله اتقاکم؛ گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست (سوره حجرات، آیه 13)؛ زیرا رنگ و زبان و اختلافات ظاهری دیگر نه تنها مایه امتیاز و برتری انسانی نیست بلکه این اختلافات و تمایز ظاهری مرتبط به امر دیگری است که در برخی از آیات از آن به نشانه های قدرت خداوند یاد می کند و می فرماید: و من آیاته... اختلاف السنتکم و الوانکم؛ از نشانه های قدرت الهی... اختلاف زبانی و رنگی شماست. (سوره روم، آیه 22)
    در تبیین علل و اهداف این دسته از اختلافات ظاهری در میان بشر بیان می دارد که اختلاف قومی، قبیله ای و نژادی به هدف شناسایی بهتر یک دیگر پدید آمده است: و جعلناکم شعوبا و قبایل لتعارفوا؛ شما را ملت ها و قبیله های جداگانه ای قرار دادیم تا یک دیگر را به خوبی بشناسید. بنابراین هدف از اختلافات ظاهری چیزی جز امکان ساده و آسان ارتباط میان انسان ها نبوده است. فرض کنید که همه انسان ها از نظر شکل ظاهری و صفات و خصوصیات دیگر همانند و یکسان می بودند؛ در این صورت مشکلات بی شماری پدیدار می شد و امکان ارتباط سالم و آسان فراهم نمی شد.
    با توجه به این بینش قرآنی این نگرش در مومنان پدیدار شد که به همه انسان ها به یک چشم بنگرند و روابط خود با مردمان را برپایه احترام متقابل و حفظ حقوق انسانی تنظیم کنند. آموزه های دستوری قرآن نیز مبتنی بر این گزاره های شناختی و انسان شناختی است؛ این گونه است که به عنوان نمونه قرآن کشتن فرد انسانی را کشتن همه انسان ها دانسته و هر گونه رفتار ضدانسانی را تقبیح نموده و به عنوان فسادکننده در زمین به آتش دوزخ تهدید کرده است؛ (مائده آیه 32) و یا دستور داده است که حقوق شهروندی را مراعات کنند و کسی را به ظلم و ستم از خانه و کاشانه خود نرانند و بی دلیل به بردگی نکشند. (بقره آیه 84 و 85 نساء آیه 66) در آموزه های نبوی و علوی (یعنی صادر شده از مقام ولایت) نیز دستورها و فرمان های بی شماری است که به حقوق انسانی توجه داده و مردمان و مسئولان را بر محافظت آن ترغیب و تشویق می کند. حضرت امیرمومنان علی(ع) با استناد به همین گزاره های شناختی و آموزه های دستوری قرآن در عهدنامه مالک اشتر، مردم را به دو دسته همسان در آفرینش و برادر دینی دسته بندی کرده و می فرماید: اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق. (نهج البلاغه، نامه 53) و رعایت حقوق همگان را بر حاکم فرض و واجب می داند. (درباره نگرش اسلام به انسان و یگانگی آنان در خلقت و آفرینش نگاه کنید: المیزان، ج 18، ص 326)
    بنابراین اسلام مردم را به اتحاد انسانی دعوت می کند و از ایشان می خواهد در کنار هم به صلح و صفا و آرامش زندگی کنند و با همزیستی مسالمت آمیز از هرگونه تباهی و فساد در زمین و قتل و غارت و ستم و تجاوز خودداری ورزند. قرآن بر این اساس کسانی که به اتحاد انسانی نمی اندیشند و تجاوز و ستم و قتل را پیشه خود ساخته اند را به عنوان فسادکنندگان در زمین نکوهش و سرزنش کرده و آنان را به عذابی سخت تهدید و هشدار می دهد.
    در قرآن با اشاره به قوم یهود و داستان رفتار و کنش و منش ایشان، به نقد رفتاری آنان پرداخته و می فرماید: آنان به جهت خودبرتربینی نژادی و قومی رفتاری دور از انسانیت پیشه کردند و حقوق فطری، طبیعی و انسانی آنان را از برخی از اقوام مجاورشان سلب کردند. یکی از نخستین پیمان هایی که خداوند از یهودیان گرفته آن است که انسان بی گناهی را نکشند و مردمان را از خانه و آشیانه خود نرانند و یا به بردگی و اسارت نگیرند. با این همه آنان برخلاف این بینش و نگرش و دستور الهی عمل کرده و نه تنها مردمان بی گناه را به قتل می رساندند و یا به بردگی می گرفتند و یا در برابر آزادی بردگان و در بند شدگان مالی می گرفتند بلکه از این نیز تجاوز و تعدی کرده و مردمانی از قوم و قبیله و هم آیین خویش را می کشتند و یا به بردگی و بندگی می گرفتند. (نگاه کنید آیات 84 و 85 سوره بقره و آیات دیگر).
    از این رو می توان گفت که در بینش و نگرش قرآنی انسان از کرامت خاصی برخوردار است و خداوند همه را کریم و بزرگوار دانسته و رعایت حقوق انسانی را بر همگان فرض و لازم شمرده است. تنها تمایزی که است در برتری پرهیزگاران است که از این مسئله به اکرم (بزرگوارتر) بودن آنان اشاره می شود که اثبات افضلیت برای این دسته به معنای نادیده گرفتن کرامت انسانی نیست. بنابراین می بینم که در بینش و نگرش و حتی گرایش نبوی و علوی، کرامت انسانی از جایگاه خاص و ویژه ای برخوردار است و پیامبر برای هدایت همگی ایشان دل می سوزاند و تلاش خستگی ناپذیری را برخود تحمیل می کند، به گونه ای که خداوند پیامبرش را از این کار بازمی دارد و می فرماید: لعلک باخع نفسک الایکونوا مؤمنین؛ شاید خود را به رنج و زحمت جانکاه بیافکنی که چرا ایمان نمی آورند. (شعراء آیه 26) و هدایت و ضلالت مردمان را به خود به عنوان منشأ منسوب می کند. (رعد آیه 27 و نیز نحل آیه 93 و ده ها آیه دیگر)
    در ادعیه اسلامی و شیعی تقویت نگرش جهانی و انسان گرایی به شدت اصالت می یابد و در ادعیه می خوانیم که همه گرسنگان و بینوایان و برهنگان راموردتوجه خود قرار می دهد می فرماید: اللهم اکس کل عریان؛ اللهم اشبع کل جائع؛ اللهم اغنی کل فقیر و مانند آن که نگرش جهانی و انسانی آن به خوبی روشن و نمودار است.
    2-اتحاد پیروان شرایع آسمانی
    سطح دوم از اتحاد که مورد تأکید و اهتمام اسلام و قرآن است، اتحاد و همبستگی میان پیروان شرایع آسمانی است. قرآن گوهر شرایع آسمانی را یک سان و تسلیم در برابر خداوند و توحید می داند، از این رو، از دین آسمانی به عنوان اسلام یاد می کند و همه پیروان شرایع آسمانی را به همبستگی و اتحاد در محور توحید می خواند. از این رو دین را تنهااسلام معرفی کرده که به معنای تسلیم در برابر یگانه هستی است و می فرماید: ان الدین عندالله الاسلام (آل عمران آیه 19)
    در تحلیل قرآنی همه شرایع بر اصول سه گانه توحید، نبوت و معاد بنیاد نهاده شده اند و همه پیامبران الهی مردمان را به این سه اصل می خوانده اند. بنابراین تفاوتی در اصول شرایع وجود نداشته و آن چه موجبات اختلاف میان شرایع شده است، اصول جزیی وفرعی است که به سبب مقتضیات زمانی و مکانی پدید آمده است و خداوند شریعت ها را برای راهنمایی افراد انسانی باتوجه به شرایط زمانی و عصری فرستاده است تا آن را روش زندگی خود قرار دهند و به کمال برسند. شریعت پیامبر اکرم(ص) نیز یکی از شرایع دین اسلام است و علت نامگذاری این شریعت به اسلام از آن رو بوده است که این شریعت به عنوان آخرین و کامل ترین شریعت و برای همه عصرها و زمان های پس از عصر نزول و برای همه جهانیان فرستاده شده است ازاین رو می توان شریعت پیامبر اکرم را به عنوان اسلام و دین کامل نیز نامگذاری کرد؛ زیرا هرگاه تطابق کلی میان دو چیز به گونه ای باشد که یگانگی در آن به حد کمال باشد می توان نام آن را بر دیگری گذاشت؛ از این رو می توان از شریعت پیامبر اکرم(ص) به عنوان اسلام یاد کرد؛ درحالی که نمی توان از شریعت و منهج و روش موسوی(ع) و یا عیسوی(ع) به اسلام یاد کرد، بلکه باید گفت که آن یکی از شرایع اسلامی است.
    نکته جالب این است که قرآن از شرایع و منهاج اسلامی سخن گفته است؛ به این معنا که شریعت به مفهوم کتاب قانون و منهج به مفهوم روش عمل و مدیریت است. درحقیقت در زمانی نیاز به قوانین خاص زمان لازم و ضروری بود و هم چنین برای هر عصری می بایست روش خاصی درپیش گرفته می شد تا دین اسلام باقی و برقرار بماند. از این رو هر پیامبری هم شریعتی جداگانه داشت و هم روشی خاص را برای دعوت و مدیریت و حکومت درپیش می گرفت. از این رو قرآن با بیان علت اختلاف میان شرایع می فرماید: لکل جعلنا منکم شریعه و منهاجا (مائده آیه 28) این که منهاج روشی خاص برای دعوت، مدیریت و حکومت دانسته ایم از آن روست که قرآن درباره هدف ارسال پیامبران می فرماید: و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه؛ و همراه ایشان کتاب حقی را فرو فرستادیم تا در میان مردمان در آن چه اختلاف کرده اند داوری و حکومت کند (بقره آیه 213)؛ زیرا داوری بدون قدرت اجرایی اعمال قانون و نظارت معنا و مفهومی ندارد. به این معنا که نمی توان بر پایه قانون در میان مردمان درباره موارد اختلافیشان داوری و قضاوت کرد بدون این که قدرت اجرا و اعمال قانون داشته باشید؛ بنابراین حکومت به معنای داوری و قدرت و اجرایی نمودن قوانین است.
    در بینش قرآن تفاوت میان شرایع اسلام (به معنای اصطلاح عام) تفاوتی بر پایه مقتضیات بوده است؛ چنان که تفاوت دین اسلام و شریعت اسلامی با دیگر شرایع در بیان تفصیلی و جامعیت و کمال آن است. (آل عمران آیه 3 تا 5)
    باتوجه به اشتراک و یگانگی اسلام در همه شرایع و پذیرش اصول اساسی اسلام از سوی همگان، قرآن همه اهل کتاب و شرایع آسمانی را به اتحاد و همبستگی دعوت می کند و از آنان می خواهد تا در سایه سخن و عقیده مشترک با مسلمانان گردآیند و متحد گردند: قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الانعبد الا الله و لانشرک به شیئا؛ بگو ای اهل کتاب بیایید تا در کلمه یگانه ای که میان ما و شما مشترک است گردآییم، این که جز خدا را عبادت و پرستش نکنیم و چیزی را با او شریک قرار ندهیم. (آل عمران آیه 64) در این آیه محورهای اتحاد که توحید و دوری از شرک است بیان شده است؛ بنابراین پیروان ادیان آسمانی می توانند تحت این کلمه مورد پذیرش همگان گردآیند و تحت پرچم توحید حرکت کرده و به یکدیگر یاری رسانند با همزیستی و دوری از ظلم و ستم از فواید اتحاد و همبستگی بهره مند گردند.
    در دو آیه دیگر از قرآن، خداوند نه تنها این نکته را راه نجات دنیا برمی شمارد بلکه با بیان دو شرط دیگر آن را عاملی برای نجات و رهایی از آتش دوزخ و بهره مندی از بهشت و نعمت های آن برمی شمارد. قرآن بیان می دارد شرط نجات پیروان شرایع آسمانی ایمان به خدا (توحید)، معاد و عمل صالح است: ان الذین آمنوا والذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون؛ به درستی که کسانی که به پیامبر و دین اسلام ایمان آورند و کسانی که یهودی و یا مسیحی و یا صابی شده اند کسانی هستند که به خدا و روز آخرت ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، پس برای آنان در نزد پروردگارشان پاداش است و آنان ترسان و اندوهناک نمی شوند. (بقره آیه 62 و نیز مائده آیه 69)
    البته این به معنای عدم نسخ شرایع پیشین نیست بلکه به معنای آن است که کسانی از اهل کتاب هستند که اسلام و حقانیت آن را نمی شناسند و باتوجه به جهل خود نسبت به اسلام به همان شرایع پیشین به شرط باور به توحید و رستاخیز عمل می کنند و کارهای شایسته و نیکو به جا می آورند آنان به این شرط اهل نجات هستند. اما کسانی که با اسلام آشنایی داشته و حقانیت آن را پذیرفته با این همه بر شرایع منسوخ گذشته حرکت می کنند می بایست از عاقبت خود هراسان و گرفتار حزن و اندوه باشند.
    بر همین پایه و اساس است که قرآن نسبت به کسانی که اسلام را می شناسند و در محیط اسلامی زندگی می کنند می خواهد که یا اسلام را بپذیرند و یا جزیه بدهند. (بقره آیه 256 و نیز توبه آیه 29) در برابر جزیه اسلام متعهد می شود تا با حفظ حرمت ایشان، حقوق و امنیت آنان را در جایگاه اقلیت های دینی محافظت کند.
    قرآن با این همه، پیروان همه شرایع آسمانی را بر گرد آمدن در محور نقاط مشترک می خواند (آل عمران آیه 64) و از آنان می خواهد بر این محور با یک دیگر متحد شده و جامعه ای امن و به دور از ستم و تعدی برپا کنند و نسبت به عقاید و سنت ها و مراکز عبادی یک دیگر احترام متقابل داشته باشند. (مائده آیه 66 و 83)؛ زیرا هر شریعت دیگری اصول شرایع دیگر را تأیید کرده و مدافع آن بوده است. (بقره آیه 41 و نیز آل عمران آیه 3)
    قرآن برای همزیستی با اهل کتاب و شرایع آسمانی و ایجاد همبستگی و اتحاد اجتماعی، راهکارهایی را بیان می کند که به صورت آموزه های دستوری در شریعت اسلام خودنمایی می کند. از جمله راهکارهای تقویت بنیادهای همزیستی و همبستگی اجتماعی در میان پیروان شرایع آسمانی، پاک شمردن خوراک و طعام اهل کتاب است که می تواند به عنوان مهم ترین عنصر تلقی شود. (مائده آیه 5) چنان که برای تقویت روابط اجتماعی معامله و داد و ستد با اهل کتاب را مجاز دانسته (ممتحنه آیه 8) و مسلمانان را از مجادله و تندخویی با ایشان پرهیز می دهد. (عنکبوت آیه 46) این آموزه ها و آموزه های دیگر قرآنی و نبوی در راستای تقویت بنیادهای همبستگی و همزیستی و اتحاد میان شرایع آسمانی است که در این جا به گوشه ای از آن پرداخته ایم.
    3- اتحاد مؤمنان و مسلمانان
    سطح سوم که مهم ترین سطح از سطوح همبستگی و اتحاد از منظر قرآن است، اتحاد و همبستگی و یگانگی میان مؤمنان و مسلمانان به عنوان امت واحد است. در نگرش اسلام و قرآن، هرکس که شهادتین (گواهی به توحید و نبوت پیامبر) را بر زبان جاری ساخت مسلمان و مشمول احکام اسلامی است و واجب است با او هم چون برادری دینی برخورد کرد. این گونه است که بدون توجه به مسئله ایمان واقعی که ایمان قلبی و حقیقی است به صرف بیان زبانی شهادت از حقوق شهروندی اسلام برخوردار می گردد. هر چند که دسترسی به مقامات و فواید اخروی اسلام به ایمان واقعی است ولی در حوزه اجتماعی اسلام یعنی گفتن شهادتین کفایت می کند. این گونه است که بسیاری از مردمان در حوزه اتحاد دینی وارد می شوند و به عنوان امت اسلام از همزیستی و اتحاد و فواید آن برخوردار می گردند. (باتوجه به این که قرآن میان اسلام و ایمان جدایی افکنده و بیان می دارد که به اعراب بگویید که اسلام آوردیم و هنوز ایمان در جانشان نفوذ نکرده است، می توان گفت که در مرحله و سطح نخست که مراد و منظور ما اتحاد در آن سطح است اسلام و شهادتین کفایت می کند. در این سطح است که وحدت می تواند کاربردی فراتر از اتحاد با شرایع دیگر داشته باشد. شاید باتوجه به دو سطح اسلام و ایمان بتوان گفت که اتحاد در میان اهل اسلام به دو شکل می تواند ظهور و بروز کند، ولی آن چه مهم است اتحاد در میان اهل اسلام است. اما اتحاد میان اهل ایمان مقامی است که فواید آن چیز دیگری است.)
    در آموزه های قرآنی مؤمنان و کسانی که ایمان واقعی دارند و اسلام در جانشان نفوذ کرده، برادر یک دیگر قلمداد شده و از اتحاد برادری بهره مند می شوند: انما المؤمنون اخوه (حجرات آیه 10) این اخوت و برادری ایمانی آن چنان استوار بود که تا مدتی پس از پیمان برادری میان مؤمنان در مدینه، آنان از یک دیگر ارث می بردند. (نساء آیه 33) تا آن که با آمدن آیه: اولوالارحام بعضهم اولی ببعض (انفال آیه 75) این حکم منسوخ شد و تنها طبقات ارثی خونی و قرابتی از یک دیگر ارث بردند. (نگاه کنید تفسیر قمی ج1 ص165 و نیز تفسیر صافی ج1 ص447)
    در نگرش اسلام و آموزه های قرآنی هرکس که از گذشته خود توبه کند و ایمان آورده و زکات دهد و نماز به پا دارد به عنوان برادر ایمانی محسوب می شود. (توبه آیه 11) و برای ایجاد اتحاد و تقویت همبستگی میان ایشان دستور داده می شود تا یک دیگر را به عنوان ولی و سرپرست و دوست قرار دهند (توبه آیه 71) و در کارهای نیک از یک دیگر یاری جویند. (مائده آیه 2) این گونه است که امت واحد و یگانه اسلامی پدیدار می شود. (انبیاء آیه 92)
    این پیوند ایمانی که در سطح فراتر از سطح پیوند اسلامی است بر پایه الفت و انسی است که خداوند در دل های مؤمنان می افکند و هدیه الهی به مؤمنان قلمداد می شود. (انفال آیه 63 و آل عمران آیه 103) که به دنبال این الفت از فروپاشی اجتماعی و تفرقه رهایی یافته و درهای آسایش و آرامش به سوی ایشان گشوده می شود .
    باشد که باتوجه به آموزه های قرآن در سه سطح انسانی (جهانی) عقیدتی و اسلامی و ایمانی اتحاد و همبستگی را تقویت و جامعه جهانی برپایه صلح و صفا و آرامش و آسایش را برای همه بشریت برپا داریم

نوشته شده توسط شهرياري در چهارشنبه دهم بهمن 1386

نگاهی تحلیلی به سوره مبارکه برائت

 

ناگفته پیداست افق روشن و واضحی که آیات سوره مبارکه برائت ترسیم می‌کنند، راه هر گونه مماشات را سد نموده و قناعت به چیزی کمتر از تشکیل حکومت جهانی را کاملاً منتفی می‌نماید.

 

 

 

نامگذاری سال 1386 به عنوان سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی از سوی مقام معظم رهبری، زمینه و بستری فراهم آورده است که در آن می‌‌توان به طرح مسائلی مهم و تاریخ‌ساز پرداخت.

موضوعات بسیار پراهمیت و حیاتی برای جامعه اسلامی؛ که متأسفانه تا امروز کمتر مورد موشکافی محققانه قرار گرفته‌اند!

صرف نظر از اینکه این بی‌توجهی ممکن است معلول چه عواملی باشد، شاید اشاره به این نکته کافی به نظر برسد که: «لازمه خوب پرداختن به چنین موضوعاتی، تمرکز و اقبالی شایسته را از سوی متفکرین جامعه در عرصه‌های مختلف می‌طلبد که، البته می‌بایست برای تحقق این تمرکز و توجه، زمینه سازی‌های لازم را نمود».

به هر حال از جمله این موضوعات و مسائل یاد شده، که بحث کافی و جانانه‌ای را می‌طلبد، تعیین جایگاه آرمانخواهی اسلامی و تبیین نسبت آن با آنچه که بعضاً به اشتباه واقع‌گرایی خوانده می‌شود، می‌باشد. ما در این مقاله سعی خواهیم کرد تا ابعاد مختلف این موضوع را در پرتو و چارچوب مفاهیمی که از سوره مبارکه برائت برداشت می‌شود، بررسی نمائیم.

 

                

 

انقلاب بزرگ و با عظمتی که 1400 سال پیش در حجاز ولادت یافت و ظرف مدت کوتاهی آوازه حرکت ناتمامش عالمگیر شد؛ آغاز بزرگترین خیزشی بود که بشریت به خود خواهد دید. این مطلب هرگز یک ادعای شعاری و یک پیشگویی خام احساسی نیست. چرا که انقلاب‌ها ملاک و معیارهای مخصوص به خود را دارند و بر مبنای این ملاک و معیارها می‌توانند مورد سنجش قرار گیرند. نکته یاد شده نیز قضاوتی بر مبنای همین ملاک و معیارها است.

سه مؤلفه و فاکتور مهم و اساسی در سنجش هر انقلابی عبارت است از:

1-موتور حرکت آن انقلاب یا به عبارت دقیق‌تر آرمان‌های آن انقلاب

2-رهبری انقلاب

3-انقلابیون و کسانی که بایستی این انقلاب را به عینیت و اجرا درآورند.

دو مورد ابتدایی در انقلاب عظیم اسلامی در بهترین و ایده‌آل‌ترین شرایط ممکن قرار دارند، چرا که مثلاً در خصوص آرمان بلند انقلاب عظیم اسلام این آیه شریفه به خوبی گویای ممتاز بودن آن می‌باشد. «او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق برای غلبه بر همه دین‌ها اگر چه مشرکین از آن کراهت داشته باشند فرستاد»(1)

ناگفته پیداست افق روشن و واضحی که این آیه ترسیم می‌کند، راه هر گونه مماشات را سد نموده و قناعت به چیزی کمتر از تشکیل حکومت جهانی را کاملاً منتفی می‌نماید.

اما در خصوص رهبری الهی و منحصر به فرد این انقلاب نیز آیه شریفه ذیل گویای همه چیز هست. «لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم و حریص علیکم بالمؤمنین رئوف رحیم»(2) وجود نفیسی که رنج و زحمت پیروانش برای او گران و مظهر اعلای رأفت و رحیمیت خداوند است.

اما بررسی فاکتور سوم و درک درست و آسیب‌شناسی دقیق آن کلید این سؤال مهم خواهد بود که: چرا تحقق تام این انقلاب حتمی و وعدۀ داده شدۀ الهی تاکنون به تأخیر افتاده است؟

تأمل در شواهد متعدد تاریخی و بررسی آیات سوره مبارکه برائت ما را در یافتن علت این تأخیر ملال‌آور به، دور شدن مسلمین (به عنوان سومین عنصر تعیین کننده در تحقق انقلاب) از آرمان بلند انقلابشان یعنی تشکیل حکومت جهانی و نیز فاصله گرفتن و قطع علقه و مودت از خاتم پیامبران (ص) توجه می‌دهد.

آیات نورانی سوره برائت تصویری دقیق از زوایای مختلف این ماجرا ترسیم می‌نماید. غفلت از زمینه هایی که جولان دادن و تحرک مخرب مشرکین و اهل کتاب را موجب گردید، البته ایشان به هدف خام خود یعنی عاجز نمودن خداوند(3) و با خاموش نمودن نور الهی(4) نائل نشدند.

اما چنان شعور آرمانخواه مسلمین را نشانه رفتند که حوادث غم انگیز بی‌نظیری به خصوص در سال‌های آخر عمر پربرکت رسول خدا(ص) و نیز بعد از رحلت ایشان رقم خورد.

برخی از زمینه‌های غفلت مسلمین و نیز تدابیر الهی در جهت خنثی نمودن توطئه‌ها بدین شرح است:

1- انعقاد معاهدات و پیمان‌هایی که زمینه سوء استفاده‌های بسیاری را برای مشرکین فراهم آورد، البته با نزول آیات سوره برائت این معاهدات از طرف خداوند فسخ گردید و به مشرکین مهلت چهار ماهه‌ای داده شد تا اگر توبه کردند و اقامه نماز نمودند و زکات پرداختند جزء برداران دینی مسلمین محسوب شوند، در غیر این صورت تهدید به قتل گردیدند.(5)

2- قداستی که مشرکین به جهت تولیت مسجدالحرام و نیز سقایت حجاج برای خود قائل بودند، از سوی برخی مسلمین معتبر تلقی می‌شد و همین زمینه‌سازی مماشات با مشرکین را فراهم می‌نمود. در این مورد نیز آیات متعدد ضمن قداست‌زدائی از مشرکین اولاً اعمال ایشان را بی‌فایده دانست و با منحصر دانستن حق آبادانی مساجد برای اهل ایمان راه هر گونه سوء‌استفاده را سد نمود. ثانیاً آیات شریفه معیار درجات را در ایمان به خدا و روز قیامت و جهاد معرفی نمود و هرگز این معیار را با سقایت حجاج و عمارت مسجدالحرام برابر ندانست. در راستای همین قداست‌زدایی از مشرکان بود که خداوند آنها را نجس معرفی نمود.(6)

3- درنظر اعراب و البته مسلمین (به دلیل رسوب فرهنگ‌های جاهلی) احبار و رهبانان (روحانیون) اهل کتاب همیشه محترم و مقدس تلقی می‌گردیدند که البته خداوند با اشاره به نقاط ضعف آنها سعی در زدودن این توهم قداست نمود. اولاً آیات بر جنبه‌های شرکت‌آمیز بودن اعتقادات ایشان تکیه نمود و ثانیاً مانع تراشی ایشان در مسیر الهی و فساد مالی آنها را متذکر گردید.(7)

4-سوء استفاده‌ای که مشرکین از پیوندهای نسبی و سببی می‌نمودند بعضاً در استحاله آرمان‌خواهی برخی از مسلمین مؤثر می افتاد. آیات الهی با تذکر این نکته مسلمین را از تأثیرپذیری ناشی از فشار پدر، برادر، همزه و یا عشیرۀ مشرک بازداشت.(8)

5-دلبستگی به اموال و نگرانی از کسادی تجارت و تعلق خاطر به مسکن عامل و خطر دیگری بود که مسلمین را به سمت مماشات با کفار سوق می‌داد و حس آرمان‌خواهی ایشان را مورد آسیب جدی قرار می‌داد قرآن این نکته را نیز مورد توجه قرار داد.(9)

عوامل یاد شده علی‌رغم افشاگری‌های قرآن، در بین مسلمین مؤثر افتاد و جریانی را دامن زد که از آن به جریان نفاق تعبیر می‌شود. دسته‌ها و گروه‌های متعددی که تحت تأثیر مشرکین و اهل کتاب و به مدد همکاری و ارتباطاتشان با یکدیگر و یا حتی تحت تأثیر موج‌هایی که در غالب نافرمانی‌ها، شایعات، استهزاءها ایجاد می‌شد اقدام به سنگ‌اندازی در مسیر الهی می‌نمودند. بروز تأثیر ایشان در جامعه را به خوبی می‌شد در سنگینی مسلمین نسبت به فرمان جهاد و نیز راضی شدن به حیات دنیا(10) و در یک کلام از دست رفتن روحیه آرمانخواهانه مشاهده نمود.

آثار و نشانه‌های دیگری نیز در اجتماع شیوع پیدا کرد از جمله این نشانه‌ها می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

«تمرّد، بی‌ادبی(استهزاء) و بعضاً سوء قصد و دشمنی نسبت به وجود مقدس رسول خدا(ص) همینطور دنیاطلبی و جهاد گریزی همراه با نوعی مقدس‌مآبی مفرط، مماشات و میل به همزیستی و یا بعضاً مراوادات با مشرکان و اهل کتاب، کسالت و بی‌حالی در انجام فریضه نماز و نیز اکراه در پرداخت صدقات، بی‌قراری و تزلزل و عدم سکون و نیز دغدغۀ راضی نگه‌داشتن هر کسی به جز خدا و رسول خدا(ص) و بسیاری موارد ذکر شده دیگر در سورۀ مبارکه برائت»(11)

آنچه که بسیار اعجاب‌انگیز به نظر می‌رسد سیاست و روش دقیق و حکیمانه‌ای است که قرآن به واسطه رسول خدا(ص) به کار گرفت تا باز هم شفابخش بودن خود را به ظهور برساند و علاجی باشد بر بیماری مهلک نفاق زدگی در اجتماع نوپای مسلمین؛ برخی از تدابیر طبیبانۀ قرآن بدین شرح است:

1-گویی قرآن مهم‌ترین علاج نفاق زدگی و آرمان باختگی را در توجه دادن بندگان خداوند به رئوف بودن و رحیمیت و محبت و توبه پذیری ذات باریتعالی می‌داند تا جایی که حتی به جهت جلب محبت دوباره نسبت به رسولش او را به صفت رئوف و رحیم بودن می ستاید. تعابیر «یحب المتقین»، «غفور رحیم»، «تواب الرحیم» و «رئوف رحیم» که بارها و بارها در این سوره تکرار شده است، مؤید مطلب یاد شده می‌باشد.

2- مطلب فوق به معنی عدم برخورد قاطع قرآن با دشمنان لجوج نیست. در این سوره، قرآن، ضمن افشاگری‌های عجیب که بعضاً نگرانی منافقین را دربر داشت، از تعابیری نظیر «مخزی الکافرین»، بریء من المشرکین، علیم بالظالمین بسیار استفاده کرده است. مضافاً اینکه تهدید به قتل در مورد ائمه کفر و نیز بازداشتن رسول خدا از استغفار برای منافقین همینطور ممانعت از ایشان بر نماز خواندن بر جنازه منافقین و یا جلوگیری از نمازگزاردن در مسجدی که براساس نفاق ساخته بودند و یا دستور مبنی بر عدم دریافت زکات از منافقین مؤید نکتۀ یاد شده است.

3- مسئولیتی که بر دوش نبی مکرم اسلام(ع) نهاده شده بود، از جمله دریافت زکات و صدقات برای تزکیه و طهارت مسلمین، استغفار و دعا برای ایشان یا دادن هدایایی که مایه سکون و آرامش ایشان شود، بخش دیگری از برنامه قرآن جهت درمان آرمانباختگی و نفاق زدگی اجتماع مسلمین بوده است.

سخن پایانی:

اولاً در سالی که سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گرفته، شایسته است از سوره مبارکه برائت درس بگیریم و همّ و کوشش خود را در جهت به ظهور رسانیدن حبّ و رأفت و رحیمیت مصروف بداریم که این خود شفا برای زخم‌های اجتماع ما خواهد بود. ثانیاً مبادا از این نامگذاری سوء‌برداشت شود و به بهانه اتحاد ملی و انسجام اسلامی از اصول و آرمان‌هایمان صرف نظر کنیم، که این خود آغاز سقوط است. چرا که آرمان یک انقلاب، عبارت است از همه حیثیت وجودی آن انقلاب ثالثاً اینکه این سخن شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی را که به نوعی مرتبط با مباحث ما می‌باشد، به خاطر داشته باشیم که: «انقلاب ما انقلاب آرمان‌هاست نه انقلاب واقعیت‌ها، ما انقلاب کرده‌ایم تا واقعیت‌ها را عوض کنیم نه اینکه آنها را بپذیریم»

رابعاً از مجموع آیات این سوره مبارکه اینگونه برداشت می‌شود که وجود مقدس رسول خدا(ص) همه چیز هستی است پس هستی انقلاب ما نیز در گرو این همه چیز هستی می باشد. لذا اگر روزی رسید و مردم ما نسبت به اسائه ادب به ساحت مقدس ایشان عکس‌العملی نشان نداد، آن روز، روز مرگ انقلاب ما و روز مرگ همۀ آرمان‌های ماست. عنایت به این نکته موجب می‌گردد در گوشۀ ذهن انقلابیمان جای اعدام سلمان رشدی مرتد خالی نباشد.

پی‌نوشت‌ها

1-سوره برائت آیه 33

2-سوره برائت آیه 128

3-سوره برائت آیات 2 و 3

4-سوره برائت آیه 32

5-سوره برائت آیات 1 تا 16

6-سوره برائت آیات 17 و 18 و 19 و 20 و 28

7-سوره برائت آیات 29 و 30 و 31 و 34

8-سوره برائت آیات 23 و 24

9-سوره برائت آیه 24

10- سوره برائت آیه 38

11- سوره برائت آیات 50و 63 و 53 و 54 و 81 و 61

 

نوشته شده توسط شهرياري در چهارشنبه دهم بهمن 1386

 

در اجتماع دهها هزار نفر از زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي همزمان با آغاز سال 1386

(01/01/1386)

حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامي، عصر امروز در اجتماع دهها هزار نفر از زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي، ايجاد کشورى آزاد، مرفه، سربلند و برخوردار از پيشرفتهاى علمى را خواست ملى ايرانيان دانستند و تأکيد کردند: ايران براى دستيابى به دانش هسته اى طبق مقررات بين المللى عمل کرده است اما اگر قرار باشد با ابزار شوراى امنيت بى قانونى کنند و حق مسلم ملت ايران را ناديده بگيرند ما هم مى توانيم بى قانونى کنيم و خواهيم کرد.

حضرت آيت الله خامنه اى با تبريک عيد نوروز و حلول ماه ربيع الاول، آغاز سال جديد را فرصتى براى تقويت عزم ملى دانستند و افزودند: ملت زنده و عزيز ايران، براى استمرار موفقيتها، بايد موقعيت درونى و جايگاه بين المللى خويش را بشناسد، چالشهاى پيش رو را درک کند و از خطوط اساسى مقابله با اين چالشها نيز آگاه باشد.

ايشان، «سربلندى ايران اسلامى و الگو شدن در ميان ملتهاى مسلمان» را هدف عمده ملت ايران برشمردند و خاطرنشان کردند: تحقق اين هدف بزرگ نيازمند «استقلال و عزت ملي»، برخوردارى از «رفاه عمومى و عدالت اجتماعي» و استفاده از همه ظرفيتهاى ملى است.

حضرت آيت الله خامنه اي، استعداد، استقامت، «غيرت دينى و ملي» و عشق به ميهن را از جمله ظرفيتهاى بى پايان ملت ايران براى تحقق اهداف بزرگ خويش خواندند و افزودند: اگر چه ملت ايران، حدود 200 سال، بر اثر سلطه استکبار و زمامداران وابسته عقب نگه داشته شده بود اما تجربيات موفق علمى و سياسى سه دهه اخير نشان مى دهد که ملت ايران قادر است به الگوى ديگر ملتها تبديل شود.

رهبر انقلاب اسلامي، پيشرفتهاى جوانان و دانشمندان پرافتخار کشور در زمينه هايى همچون انرژى هسته اي، سلولهاى بنيادي، درمان ضايعات نخاعى و دهها زمينه ديگر را باعث تحسين جهانيان برشمردند و افزودند: در ميدان رقابتهاى سياسى نيز موضعگيرى مسئولان کشور در سطح منطقه و جهان، برجسته و شاخص است و ملت ايران توانسته است مفاهيمى همچون «مردم سالارى ديني» و «دين محورى در سياست» را به فرهنگِ سياست بين المللى وارد کند و مجموعه واقعيات سه دهه اخير نشان مى دهد که ملت ايران مى تواند در ميدان رقابتهاى «علمى – سياسى – صنعتى - اقتصادى و فرهنگى جهاني»، به موقعيتهاى چشمگيرى دست يابد.

حضرت آيت الله خامنه اى راه پيش روى ملت ايران را راهى درخشان اما داراى فراز و نشيب دانستند و در تبيين چالشهاى پيش رو افزودند: ملت ايران با دو دشمن درونى و بيرونى روبروست که دشمن درونى يعنى خصلتهاى ناپسند نظير تنبلى – نداشتن نشاط کارى – نااميدى – بدبينى و نداشتن اعتماد به نفس فردى و ملى خطرناکتر از دشمن بيرونى است و ملت بايد با همه وجود با اين ميکروبها و موريانه هاى ويران کننده مقابله کنند.

ايشان نظام سلطه بين المللى را دشمن بيرونى ملت ايران برشمردند و خاطرنشان کردند: شبکه صهيونيزم جهانى و دولت کنونى ايالات متحده امريکا سمبل دشمنان بيرونى ملت ايران به شمار مى روند که البته دشمنى ناکام آنها با اين ملت از بعد از انقلاب شروع شده و همچنان ادامه دارد.

رهبر انقلاب اسلامى ستايش ملتها از «مردم ايران و نظام جمهورى اسلامي» و اتهامات همزمان استکبار به اين ملت را تناقض آشکار ميان گرايش ملتهاى جهان و خواست سلطه گران برشمردند و افزودند: اين رخنه فرسايشي، بناى ليبرال دمکراسى غرب را روز بروز متزلزل تر خواهد کرد.

ايشان استقبال به ياد ماندنى ملتهاى مختلف از جمله مردم کشورهاى امريکاى لاتين از رئيس جمهور اسلامى ايران و تظاهرات ضدامريکايى مردم همين منطقه هنگام سفر اخير رئيس جمهور امريکا را نشانه اى از تناقض موجود ميان نگاه ملتها و مواضع دولتهاى استکبارى برشمردند و افزودند: اين واقعيات نشان مى دهد که آبروى ملت ايران در ميان ملتها رو به افزايش است و ليبرال دموکراسى غربى و دولت امريکا، هر روز بى آبروتر مى شوند.

حضرت آيت الله خامنه اى «جنگ رواني»، «جنگ اقتصادي» و «مقابله با پيشرفت و اقتدار علمى ملت ايران» را سه روش عمده دشمنان خواندند و افزودند: جنگ رواني، مهمترين برنامه دشمن به شمار مى رود و مردم و مسئولان بايد اهداف و روشهاى تحقق اين برنامه ها را به خوبى بشناسند.

رهبر انقلاب اسلامي، مرعوب کردن مسئولان و نخبگان – تضعيف اراده عمومى – تلقين مکرر مطالب غيرواقعى براى تغيير درک مردم از واقعيات جامعه، تضعيف اعتماد به نفس مردم – سست کردن وحدت مردم و مسئولان – و دامن زدن به اختلافات قومي، مذهبي، سياسى و صنفي، را از جمله اهداف جنگ روانى دشمنان دانستند و افزودند: دولت امريکا که مظهر حمايت از تروريسم، نقض حقوق بشر، فتنه گرى و دخالت در امور ديگر کشورهاست امروز با متهم کردن ايران به اينگونه اقدامات، درصدد است جاى متهم و مدعى را عوض کند اما همه مى دانند که ملتها از امريکايى ها طلبکار هستند و آنها بايد در جايگاه متهم در مقابل اقدامات خود پاسخگو باشند.

ايشان ترساندن همسايگان جنوبى ايران را از ديگر اهداف جنگ روانى امريکا خواندند و افزودند: اين تلاش ها از اول انقلاب تاکنون ادامه داشته که برخى همسايگان ما در خليج فارس آگاهانه اين توطئه را درک کرده اند و برخى ديگر ممکن است در دام آن بيفتند.

حضرت آيت الله خامنه اى با اشاره به آمادگى ايران براى انعقاد پيمان دفاعى مشترک با کشورهاى حوزه خليج فارس افزودند: ايران مانند تمام سالهاى پس از انقلاب دست دوستى خود را به سوى اين همسايگان دراز کرده و معتقد است امنيت اين منطقه مهم بايد با همکارى کشورهاى خليج فارس تأمين شود.

رهبر انقلاب اسلامى در ادامه بحث خود درباره اهداف جنگ روانى دشمن در نصيحتى به عناصر سياسى داخلى افزودند: صاحبان قلم و بيان، تريبون و جايگاه مراقب باشند خواسته يا ناخواسته مقاصد دشمن را دنبال نکنند چرا که امروز هرکسى مردم را به «مسئولان و نظام و آينده» بى اعتماد کند و به اختلافات دامن بزند، به دشمن کمک کرده است.

ايشان جنگ اقتصادى را دومين برنامه دشمن براى مقابله با ملت ايران ارزيابى کردند و افزودند: آنها مى خواهند ملت را در مضيقه قرار دهند اما با ابلاغ سياستهاى اصل 44 و تلاش مجدانه دولت براى اجراى اين اصول، ميدان براى تحرک و رونق اقتصادى و فعاليت عموم مردم و صاحب ثروت باز شده است و به همين علت رويکرد دولت در سال جديد و يکى دو سال آينده بايد رويکردى اقتصادى باشد.

رهبر انقلاب اسلامى مسئولان را به تشريح راههاى مشارکت مردم در فعاليتهاى اقتصادى فراخواندند و افزودند: توليد ثروت از طريق قانونى در اسلام کارى پسنديده است و بايد با اجراى سياستهاى اصل 44 منابع درآمدى آحاد مردم به خصوص طبقات ضعيف متنوع بشود و گشايشى در زندگى مردم به وجود آيد.

حضرت آيت الله خامنه اى با اشاره به تهديد دشمن مبنى بر تحريم ايران خاطرنشان کردند: ملت ايران در ميان همين تحريمها به انرژى هسته اى و پيشرفت و سازندگى دست يافته است بنابراين اين ملت را از تحريم نترسانيد.

ايشان مخالفت با استفاده مردم ايران از انرژى هسته اى را نمونه اى از تلاشهاى دشمنان براى مقابله با پيشرفت علمى ايران خواندند و افزودند: مگر ملت ايران براى به دست آوردن انرژى هسته اى از سلطه گران اجازه خواسته بود که آنها مى گويند مخالفيم.

حضرت آيت الله خامنه اى انرژى هسته اى را يک نياز و ضرورت برشمردند و با انتقاد از تعدادى که حرف دشمن را مبنى بر «بى نيازى ملت ايران به انرژى هسته اي» تکرار مى کنند، افزودند: آيا به نظر اين عده، مسئولان اجازه دارند با عقب نشينى از خواست ملت، به نسلهاى آينده خيانت کنند و آينده کشور را به خطر بياندازند.

رهبر انقلاب اسلامى دستيابى به انرژى هسته اى را کارى بزرگتر از ملى شدن نفت دانستند و خاطرنشان کردند: تعدادى که حرف دشمن را تکرار مى کنند امروز در حاليکه از ملى شدن صنعت نفت تمجيد مى کنند اما همان حرفهايى را مى زنند که مخالفان دکتر مصدق و آيت الله کاشانى هنگام ملى شدن صنعت نفت مى زدند.

حضرت آيت الله خامنه اى با اشاره به نظارت آژانس هسته اى بر تمامى فعاليتهاى ايران افزودند: همه فعاليتهاى ما قانونى بوده است اما اگر بخواهند با هياهو و جنجال از شوراى امنيت استفاده ابزارى کنند و حق مسلم ملت ايران را ناديده بگيرند وبى قانونى کنند ما هم مى توانيم بى قانونى کنيم و خواهيم کرد.

ايشان همچنين تأکيد کردند: اگر بخواهند با تهديد و اعمال زور و خشونت رفتار کنند بدون ترديد ملت و مسئولان ايران از همه ظرفيت هاى خود براى ضربه زدن به دشمنانِ متعرض استفاده خواهند کرد.

حضرت آيت الله خامنه اى در بخش پايانى سخنانشان با اشاره به نامگذارى سال جديد به سال اتحاد ملى و انسجام اسلامي، آحاد مردم را به تلاش براى تقويت وحدت و يکپارچگى توصيه کردند و افزودند: براى افزايش انسجام اسلامى نيز بايد بر اصول مشترک ملتهاى مسلمان تکيه کنيم.

ايشان با توصيه به جوانان براى افزايش اعتماد به نفس فردى و ملى خاطرنشان کردند: شما جوانان عزيز مى توانيد کارهاى بسيار بزرگى انجام دهيد و کشور را به اوج عزت و اعتلا برسانيد.

رهبر انقلاب اسلامى همچنين با اشاره به حمايت مستمر ايشان از دولتهاى قبلى و فعلى افزودند: حمايت خاص از دولت فعلى نيز متکى بر دلايلى است که جايگاه مهم دولت در ساختار سياسى – مسئوليتهاى سنگين قوه مجريه و جهت گيرى اسلامى و انقلابى دولت نهم از جمله آنهاست.

ايشان سختکوشى – ارتباط با مردم – ذى مردمى و تلاش براى عدالت اجتماعى را از ديگر دلايل حمايت از دولت خواندند و افزودند: البته اين حمايت بى حساب و کتاب نيست و مبتنى بر توقعاتى است که خستگى ناپذيرى – حفظ مردم زيستى – دورى از مخاصمات جناحى و عمل به برنامه هايى که به مردم گفته مى شود از جمله آنهاست.

در ابتداى اين ديدار آيت الله واعظ طبسى نماينده ولى فقيه در استان و توليت آستان قدس رضوى ضمن عرض خيرمقدم به رهبر معظم انقلاب اسلامي، از فعاليتهاى عمرانى آستان و پژوهشى حوزه علميه خراسان گزارش داد و اعلام کرد: مسئولان استان ضمن هماهنگى و همکارى صميمانه با يکديگر براى تحقق شعار امسال يعنى اتحاد ملى و انسجام اسلامى تلاش خواهند کرد.

نوشته شده توسط شهرياري در چهارشنبه دهم بهمن 1386

همايش بزرگ امام حسين(ع) در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي درهند برگزار مي شود

خانه فرهنگ ج. ا. ايران نهمين همايش بزرگ امام حسين(ع) در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي را با همكاري  مركز فرهنگي اسلامي در تاريخ 5 بهمن ماه در بمبئي برگزار مي كند.
به گزارش اداره کل روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ،خانه فرهنگ ج. ا. ايران در بمبئي همايش بزرگ امام حسين(ع) در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي با همكاري  مركز فرهنگي اسلامي در تاريخ 5 بهمن ماه با حضور انديشمندان و شخصيتهاي فرهنگي اسلامي شيعه و سني از جمله  بشارت شكوه نويسنده و مقاله نويس روزنامه اردوتايمز، حضرت ملك امتياز حسين اشرفي معروف به دونگر بابا،  احمد وصي، شعور اعظمي، اسير برهان پوري و انديشمندان هندو و زرتشتي؛ وجي ارون شاعر، آقاي ساگر تريپاتي، گل حسين احمدي سركنسول كشور افغانستان و نجفي برزگر رايزن فرهنگي ج. ا. ايران برگزار خواهد شد. در اين همايش انديشمندان به ارائه مقاله و سخنراني و شعرا در مدح و ثناي حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) مديحه سرايي خواهند كرد.
قابل ذكر است در اين همايش  كتاب «از كربلا تا مدينه» كه توسط خانه فرهنگ ج.ا.ايران به زبان اردو چاپ شده است، رونمايي خواهد شد.

همايش اتحاد ملي و انسجام اسلامي در دانشگاه ‌پيام ‌نور برگزار مي‌شود

 

همزمان با سالگرد پيروزي انقلاب‌اسلامي،همايش اتحاد ملي و انسجام اسلامي در ماه بهمن و با حضور محققان ايراني و خارجي در سازمان مركزي دانشگاه پيام نور برگزار مي‌شود.


به گزارش روز دوشنبه ايرنا و به نقل از دانشگاه پيام نور اين همايش در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري و نام‌گذاري سال ‪ ۸۶‬به‌نام سال " اتحاد ملي و انسجام اسلامي" برگزار مي‌شود.

اين گزارش مي‌افزايد: هدف از برپايي همايش اتحاد ملي و انسجام اسلامي، ارتباط و تعامل گسترده ملل اسلامي، اتحاد قوميت‌هاي اسلامي در سطح جهاني و بهره مندي از توانمندي‌هاي محققان و پژوهشگران كشورهاي اسلامي است.

عناوين " اسلام، دين، جاودانگي و اتحاد"، " قرآن كريم، رمز پيوند ملل اسلامي"، " پيامبر اعظم (ص)، بزرگ معلم بشريت در پيوند قلوب بشريت"،" ائمه اطهار(ع)،صراط مستقيم الهي در اتحادو انسجام انسان ها"، " مهدي موعود(عج) ، ذخيره الهي در متحد كردن همه افراد بشر در عالم هستي" و " انقلاب اسلامي ايران، انقلاب صلح و آرامش و اتحاد و انسجام اديان و مذاهب" جزو محورها و موضوعات اين همايش است.

براساس اين گزارش، دانشگاه پيام‌نور از‪ ۲۰‬كشور خارجي براي شركت در اين همايش دعوت به عمل آورده و تاكنون بيش از ‪ ۱۰۰‬مقاله داخلي از سوي اعضاي هيئت علمي دانشگاه‌ها به دبيرخانه همايش ارسال و مراحل بررسي اوليه مقالات آغاز شده است.

اتحاد در دستان رئيس جمهور

 

نوشته شده توسط شهرياري در چهارشنبه دهم بهمن 1386

 

طرح هوشمندانه اتحاد ملی و انسجام اسلامی در برهکنونی از اهمیت شایانی برخوردار است و نشانه  از درایت و کیاست مقام معظم رهبری در نامگذاری سال جاری دارد و حساسیت ویژه و لزوم وفاق و وحدت همه جانبه را در برخورد با اهداف شوم استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل در ایجاد گسست بین فرق اسلامی و اقوام و طوایف می رساند.
ستیزه جویی های امپریالیسم بین الملل هر بار از روزنی صورت می گیرد هوشیاری و عمل به رهنمودهای مقام عظمای ولایت و تمسک جستن به ارزش های مشترک از جمله کلام ا... مجید یاری رسان ملل اسلامی برای رسیدن به سعادت و مصون ماندن از مخاطرات احتمالی می باشد

نوشته شده توسط شهرياري در چهارشنبه دهم بهمن 1386


  • درباره وبلاگ
  • سلام
    من لیلا شهریاری .دانش آموز مقطع متوسطه این وبلاگ رو تقدیم میکنم به روح والای شهیدان راه اسلام و آزاد مردان جهان (امام خمینی ره)
    امید است با بهره مندی از مطالب وبلاگ راههای وصول به این حقیقت را دریابید ...
  • نقل قول از TAKP30
  • پیوندها
  • نوشته پیشین
  • آرشیو موضوعی
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها: 15210
  • کدهای شما


  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by ensejam-sampad.blogfa.com